محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

328

تحفه خانى ( فارسى )

[ 137 ] مقاله در بيان بواسير حادث در بينى و حدوث بواسير بينى يا مولوديست و اين قسم را علاجى نيست و يا سبب سدّه حادث در منخرين است و اين سدّه گوشتى است كه در منخرين روئيده است و اين را بواسير انف مىنامند و بسبب اين سدّه قصبهء بينى ممتلى مىشود و اين موجب ضيق مجراست و علاج اول فصد است و حجامت و تليين طبيعت بمطبوخ فواكه و يا بمطبوخ هليله و جلّاب هر صباح از عناب ده عدد و قند ده درم اول عناب در يك پياله آب به آتش ملايم بايد جوشيد تا نيمه بماند از كرپاس گذرانيده قند اضافه كرده نيم‌گرم بر نهار آشاميد غذا ماش مقشر و شيرهء مغز بادام و اگر قيح و صديد كه مراد چرك يا ريم آميخته است از بينى سايل باشد فتيله آلوده كرده بايد نهاد اما در استعمال ادويه حاره يا سمى بقرب دماغ خطر است و اگر اين تدبير نيز واقع نشود اولى است مگر بعد از يأس و از جمله چيزها كه بتدريج و مداومت مزيد بواسير انف است و اذيت بسيار نمىرساند و موجب وجع و الم نيست اين دواست پوست انار ترش قدرى بايد گرفت و او را نيك سحق و صلايه كرده قدرى آب درو بايد چكانيد تا مثل مرهمى شود و فتيلهء درازى به او آلوده كرده در بينى بايد فرستاد و اين فعل در اكثر اوقات شب بهتر است كه فراغت از خلق هست و زاج و زنجار نيز كوفته و صلايه كرده و فتيله به آن آلوده كرده در سوراخ بينى فرستادن نيز از مجرباتست و اگر به اين تدابير و علاجات دور نشود علاج آن قطع و تراشيدن بآلات حديد است .